|
دلتنگی های باران
غریبگی هایم را به بوی خوش اشنایی میسپارم تا روح بارانی ام را به تو نزدیک کنم و
با دستان پر مهرت به وصالی برسم زیبا تر از خورشید !!!
یا رب جز تو را نمیخواهم ، تکیه گاهم باش ، تنها پناهم باش...
زیبا تر از تو را نمیشناسم ، آشنا تر از تو را نمی یابم و معشوقی جز تونمیخواهم ...
حال برای همه غریبه ام جز برای تو و برای همه بیگانه ام جز برای تو ...
تنها تو یی با من و من تنها با توام ...
یا رب ...
جز تو را نمی خواهم ،
تکیه گاهم باش ،
تنها پناهم باش،
جز تو هیچ نمیخواهم ....
فصل اول (حقیقت تکان دهنده درباره توانگری)
*خـــــدای خود را به یاد آور زیرا اوست که به تــــو قوت میدهد تا توانگری پیدا نمایی*
توانگر بودن کاملا درست است نه نا درست!!!
راسل اچ.کان ول در سخرانی های مشهورش تاکید میکند: مجبورید ثروتمند باشید ،
زیرا حق ندارید فقیر باشید.زندگی کردن و ثروتمند نبودن حتما بد اقبالی است و
بدبختی مضاعف آنکه به همین اندازه که میتوانید فقیر باشید میتوانیدثروتمند گردید
البته اینجا منظور از ثروت شاید پول باشد اما ما باید بدونیم که ثروت ما فقط شامل پول
نمیشود ما باید در همه چی ثروثمند باشیم .مثل ثروت در مهربانی در عشق در
روابط در شاد در آرامش و مهمتر از همه در سلامتی....
همونطور که این کتاب میگه واژه( ثروتمند ) به معنای برخورداری ازوفور نعمت ،
همچنین زندگی غنی تر و رضایت بخش تر است.
باید آرزومند توانگری باشید!!!
این جمله بالا رو برای این نوشتم که بعضی از انسانها گمان میکنند که توانگری با
معنویت در تضاد است بزارید واضح تر بگم این دسته از مردم فکر میکنند که فقر
یکی از فضایل است و کسی که دارای ثروت فراوان است از خدا دور است در صورتی
که نمیدانند فقر عامل بسیاری ار گناهان وانحرافات است پس بایدتوانگر باشیم در این
حال شکر گذار...
کتاب مقدس سرشار از وعده های غنی و شکوهمند درباره توانگری است .این حق
انسان است که توانگر و دولتمند باشد و صاحب بهترین نعمتها.... زیرا انسان فرزند
خداست و توانگری میراث الهی اوست.این یادمان نرود که پروردگار ما را توانگر
میخواهد !
اگر زندگی انسان در عرصه ذهنی عاری از فعالیت های خلاق باشد ،بدون کتاب یا
بدون فرصت برای کامجویی از دانش و فرهنگ ، بدون لذت از موسیقی و هنر ، بدون
پول یا مجالی برای سفر، و سایر فعالیت های فرهنگی مشابه زندگی ذهنی او ناقص
میماند.
اگر آدمی در عرصه معنوی فرصتی برای تفکر و مراقبه و مکاشفه و دعا و مطالعات
معنوی نداشته باشد در این عرصه نیز به کمال نمیرسد.
حال آنکه توانگری در هر سه عرصه مادی و معنوی و ذهنی برای کمال انسان ضرورت
دارد.
دلیلی ندارد که توانگری را از زندگی معنوی خود جدا بدانید.لازم نیست در دو عالم
زندگی کنید. شش روز دز هفته را بدویم و دس بخوانیم و روز هفتم به خدا فرصت
بدیم که تا نشون بده که چی کار میتونه بکنه!!! بهتر که هر روز و هر لحظه خدا رو در
کار هامون مثل پدری مهربون نگاه کنیم که وضع ما رو میبینه و احساس میکنه و
مراقب جز به جز زندگی ما هست. 
و باز هم این از یادمان نرود که وعده الهی این است که ( همه چیز از آن شماست)
برای پایدار ساختن این گرایش توانگرانه در ذهن خود ، که خدا بعنوان آفریننده این
عالم غنی ، منشاء برکت آدمی است و برای ما ثروت این عالم را میخواهد میتوانیم با
خود این جمله را هر زمان تکرار کنیم ( خدای خود را به یاد میاورم زیرا اوست که به
من قدرت میدهد تا توانگری پیدا نمایم) این جمله ای است از خدا به حضرت
موسی که با خود تکرار کند.
اگر خـــــدا را منشاء همه برکتها و ثروتهای خود بدانیمو و برای یکایک امور خود چشم
امیدمان را فقط و فقط به خدا بدوزیم همه جنبه های زندگیمان ثبات می یابد و
اینجاست که میگوییم :( رغبت او در شریعت خداوند است. و روز و شب در شریعت او
تفکر میکند پس مثل درختی نشانده نزد نهر های اب خواهد بود که میوه خود را در
موسمش میدهد و برگش پژمرده نمیشود و هر آنچه میکند نیک انجام خواهد بود.)
یکی دیگر از حقایق تکان دهنده درباره توانگری این است که : اندیشه هایی که پیش
از این در سرتان می گذشت باعث شده شما امروز این باشید و بدانیم که هر چه
الان به آن می اندیشیم فردا نیز همانخواهیم شد . در این شک نکنید . زیرا انسان
ساخته افکار خویش است.  
|